سوال هفته اول
اولین سوال
تعداد نقاط لانگرانژی زمین چه تعداد است؟
دومین سوال
كدام نقاط شرایط بی وزنی كامل را به وجود می اورند؟
سومین سوال
ایا هنوز در این نقاط تهدیدی برای زمین هست؟چگونه؟
ادامه مطلب
"آيس كيوب" در حقيقت شبكه اي از رديابها و آشكارسازهاي ذرات است كه در عمق قطب جنوب عمل مي كند. در اين عمق، يخهاي بسيار خالص با قدمت حداقل 100 هزار سال و بدون راديواكتيو وجود دارند كه مي توانند به "آيس كيوب" در تلاش براي شكار ذرات نوترونيو بسيار كمك كنند.
در حال حاضر لابراتوارهاي "گران ساسو" در عمق هزار و 400 متري در زير كوههاي گران ساسو در ايتاليا، يكي از مراكز مهم براي كشف نوترونيو است.
محققان دانشگاه ويسكونسين كه پروژه "آيس كيوب" را توسعه مي دهند معتقدند كه در 5/2 كيلومتري، وزن يخ حبابهاي هوا را از بين مي برد. به اين ترتيب بلورهاي يخ بسيار خالص و شفاف و همزمان تاريك و بدون پرتوهاي خورشيدي مي شوند. بنابراين آشكارسازهاي "آيس كيوب" مي توانند وظيفه خود را به خوبي و بدون هيچ عامل تداخلگري انجام دهند.
در روزهاي اخير، "چشم" شماره 5.160 آيس كيوب به عمق قطب جنوب منتقل شد. بزرگي اين آشكارسازها كمتر از نيم متر است. اين دستگاهها در يك غار عمودي در ميان يخها كه از 5/1 كيلومتر تا 5/2 كيلومتر عمق دارد قرار مي گيرند.
تاریخچه فیزیک / پرده هشتم
فاراده (Faraday) ابتدا الکتریسیته را بنا نهاد، اصول گالوانوپلاستی را ژاکبی اهل پتروگرادواسپنسر اهل لندن وضع الکینگتن و روالتس را مطلاکاری بکار بردند.
گالوانوپلاستی صنعتی است که توسط تجزیه الکتریکی فلزات را در قالب مخصوص رسوب و مورق میکنند به نحوی که به جدار آن نچسبد و خود تشکیل شکل درونی قالب را بدهد. چنانکه سابقاً ذکر شد آمپر عمرش وفا نکرد و بعد از او به نتیجه رسیدند چنانکه آراگو قانون او را تکمیل کرده و تعمیم داد و گوس یکی از بزرگترین ستاره شناسان و ریاضی دانان آلمان اختراع تلگراف را تکمیل کرده و بعدها طبیعیدان آمریکائی موسوم به مرس الفبائی برای تلگراف درست کرده دستگاه آن را ساخت و دستگاه تلگرافی وی که به تلگراف مرس موسوم است هنوز در کلیه کشورهای معمول و مرسوم میباشد. آراگو علاوه بر تکمیل قوانین آمپر و ارستد اکتشافات و تحقیقات علمی دیگر هم کرده است منجم««له ثابت کرد که در عالم خلاء وجود ندارد بلکه در تمام فضای لایتناهی جسم سیال بسیار رقیقی موسوم به ««اتر موجود است که در همه جا حتی در خلل و فرج اجسام جای دارد و نیز اثبات نمود که اجسام نورانی دارای ارتعاشات بسیار سریعی هستند و اثر این ارتعاشات را با سرعت زیادی به ما منتقل میکند. پس از تکمیل تلگراف طولی نکشید که به واسطه تجربیات هرتز آلمانی در خصوص انتشار امواج الکتریکی باب جدیدی برای تلگراف بیسیم باز شد چنانکه پس از او مارکنی ایتالیائی و برانلی فرانسوی تجربیات او را تعقیب و بالاخره تلگراف بیسیم را عمل کردند. در اینجا بیمناسبت نیست که بطور اختصار شرحی از تاریخ تلگراف بیان شود. در قدیم الایام بین چینیها و یونانیها و رومیها مرسوم بود که در اوقات جنگ برای اخبار یا استخبار از وضعیات دستجات قشون خود و یا دادن دستورات سوق الجیشی در بالای برجهای مخصوص ویا قلل تپسهها و کوهها آتش روشن میکردند و به وسیله حرکت دادن مشعلهای بزرگ و علامات و اشاراتی که قبلاً قرارداد کرده بودند مطالب خود را به طرف مقابل میفهماندند. مردم گل مرسومشان این بود که از افراد خود به فواصل متساوی پست میگذارند و این مأموران کنایات در مورد قرارداد را فریاد کنان به پستها میرساندند.
پس از هجوم و استیلای وحشیان و تا مدتی بعداز آن یعنی تا قرن شانزدهم این نوع علائم اخباری از بین رفت. از قرن شانزدهم به بعد مجدداً این ترتیب مخابره شروع شد و تا قرن هجدهم ادامه داشت در این قرن کلدشاپ مهندس و فیزیکدان فرانسوی یک دستگاه تلگراف هوائی اختراع کرد و اولین دفعه مجمع کنوانسیون آن را برای پیغام و اطلاع خبر فتح کننده اتریشیها به کار برد. بالاخره پس از آنکه دامنه الکتریسته وسعت یافت، واسطة انتقال اخبار جریان الکتریسیته شد. اولین دستگاه تلگرافی دنیا در سال ۱۷۷۴م به توسط لزاژ فرانسوی در ژنو ساخته شد. هر دستگاه تلگراف (باسیم) شامل چهار قسمت است: اولاً یک منبع الکتریکی از قبیل پیل یا آکومولاتر، ثانیاً یک دستگاه ارسالی خبر که بتوان منبع الکتریک را به وسیله مفتولهای فلزی (سیم) به پست مقابل مربوط ساخت بطوری که تلگرافچی بتواند با اراده خود جریان را قطع و وصل کند. ثالثاً سیم، واسطة ارتباط و هادی جریان الکتریسیته دستگاه ارسال است به دستگاه ضبط. چهارمً دستگاهی برای ضبط خبر که به توسط آلات مخصوص علامت و رموز را در روی نواری از کاغذ ثبت کند. سیمهای تلگرافی بر سه نوعند: هوائی، زیرزمینی و زیرآبی سیمهای هوائی _ زیرزمینی و زیرآبی سیمهای هوائی _ چون مقاومت سیمهای مسی چندان زیاد نیست و ممکن است زود بزود گسیخته شود لهذا سیمهای هوائی را با آلیاژهای مسی میسازند این مفتولها به واسطه مقرههای چینی به تیرهای فلزی یا چوبی ثابت و در هوا نگاه داشته شده است. سیمهای زیرزمینی _ مرکب است از چند مفتول مسی بهم پیچیده که از یک ورقه ضخیم گوتاپیرکا پوشیده و روی آنرا یک ورقه سرب کشیدهاند. سیمهای زیرزمینی و زیرآبی _ این نوع سیمها معمولاً مرکبند از یک دسته هفتتائی مفتول مسی متصل به هم که روی آن را با یک ورقه ضخیم از جسم عایقی پوشاندهاند. این ورقه عایق از سیمهای فولادی مستور است و دور این مفتولها نوار مارپیچی شکل علفی (از جنس شاهدانه) الوده به قطران پیچیدهاند.
پایان
تاریخچه فیزیک
پرده هفتم
Muschenbroech بطری لید را اختراع کرد (۱۷۴۳) و فرانکل شباهت تخلیه الکتریکی و صاعقه را نشان داد و در نتیجه برق گیر را برای حفظ ساختمان از برق اختراع نمود. تجربه گالوانی، ولتا را به اختراع پیل (۱۸۰۰) یعنی اساس الکتریسته جاری هدایت کرد و آن به قرار ذیل است:
ابتدا ستون فقرات ناحیه قطنی قورباغهای را به دو قسمت کرده فوراً قسمت تحتانی را پوست میکنند بعد مابین دو عصب قطنی را که در طرفین ستون فقرات مثل رشتههای سفیدی به نظر میآیند مفتولی از مس داخل میکنند سر دیگر مفتول وصل به مفتول دیگرست که از روی ساخته شده، هر وقت سر مفتول مسی را به اعصاب قطنی وسر مفتول رویی را به عضلات یکی از پای قورباغه وصل کنیم پاهای حیوان تا شده و تکان میخورد و هر دفعه که این دو مفتول را مجاور آن دو عضو کنیم این اثر تجدید میشود: این دو فلز «مس و روی) که به شکل قوسی ساخته شدهاند برای جریان الکتریسته با بدن قورباغه تشکیل مدار میدهد.
باید دانست که مبحث مغناطیس الکتریک نتیجه اکتشافات دو عالم سابق الذکر یعنی ارستد و آمپر میباشد و همانطور که نام این دو دانشمند در یک موقع و یک عصر و یک مبحث برده شده همانطور هم جهات تشبیه در بسیاری از مباحث بین ایشان موجود بود: اولاً هر دو معاصر بوده تولدشان دو سال و وفاتشان یک سال با یکدیگر فرق داشته، ثانیاً آمپر فقط یکسال بیش از ارستد عمر کرده (عمر آمپر ۷۵ و عمر ارتسد ۷۴ سال است). ثالثاً هر دو در ابتدای تحصیل در نهایت فقر و پریشانی بسر میبردند و به خرج و کفالت اولیای دیگر و معلمین خود تحصیل را تکمیل کردند. رابعاً ارتسد در عنفوان جوانی اشعاری میسرود که چندان بیاهمیت نبوده آمپر نیز قطعات نظمی گفته که بعضی از آنها را آراگو و دیگران ضبط کردهاند. پنجم آمپر فیلسوف و حکیم نیز بوده و ارستد هم فلسفه و حکمت را نزد بزرگترین فلاسفه یعنی کانت آموخته و از این علم نیز بهره کافی داشت، ششم در باقی علوم نیز با یکدیگر شباهت داشته باشند.
ادامه دارد....